*:•.مشق مهر.•:*
این وبلاگ به آدرسhttp://mashghemehr.blogfa.com انتقال یافته است و در آدرس جدید بروزرسانی می گردد 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

 خیلی زیاد درگیر روزمرگی زندگی شده ایم.

 اما اگر کمی از بالاتر به زندگی نگاه کنیم زندگی فقط به اندازه نگاه کردن به این عکس طول میکشه

  این مدت کم ،ارزش بغض و کینه و دشمنی با همدیگر رو داره؟

 بهتر نیست از فرصت کم برای مهربونی با همدیگه استفاده کنیم؟؟

 بیا تا قدر یکدیگر روبدونیم


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٥/۳۱ ] [ ٧:٠۳ ‎ب.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]

صبح نشاط دم زد ، فیض سحر مبارک

عیش صبوح مستان ، بر یکدگر مبارک

عید گشاد ابرو ، بربست رخت روزه
این را حضر خجسته ، آن را سفر مبارک
تیغ هلال شوال ، باز از افق علم شد
ماه صیام بشکست ، فتح و ظفر مبارک
وقت سحر موذن ، آهنگ عیش برداشت
بر گوش روزه داران ، این خوش خبر مبارک
انجام خیر دارد ، فکر شراب و ساقی
بحث فقیه و زاهد ، بر خیر و شر مبارک
طبع حکیم و صوفی ، هر کس به طالعی زد
این راست نفع میمون ، آن را ضرر مبارک

[ ۱۳٩۱/٥/٢٧ ] [ ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]

در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست،

پس برخیز تا چنین مردمی بگریند ...


درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند
مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند...


نصف اشباهاتمان ناشی از این است که
وقتی باید فکر کنیم، احساس می کنیم
و وقتی که باید احساس کنیم، فکر می کنیم
سر آخر، چیزی که به حساب می آید تعداد سالهای زندگی شما نیست
بلکه زندگی ای است که در آن سالها کرده اید...

همیشه در زندگیت جوری زندگی کن که
"ای کاش"
تکیه کلام پیریت نشود...

چه داروی تلخی است وفاداری به خائن،
صداقت با دروغگو،
و مهربانی با سنگدل ...
مشکلات امروز تو برای امروز کافی ست،
مشکلات فردا را به امروز اضافه نکن ...


اگر حق با شماست، خشمگین شدن نیازی نیست
و اگر حق با شما نیست، هیـچ حقی برای عصبانی بودن ندارید ...


ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها،
اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه زندگی کنیم
فریب مشابهت روز و شب‌ها را نخوریم...


امروز، دیروز نیست
و فردا امروز نمی‌شود ...
یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود
به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست ...


زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور
و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان...


گاه در زندگی، موقعیت هایی پیش میآید که انسان
باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد...


به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد
اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "مگه کوری؟"


مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی،
بدان که زندگی می کنی ...


هیچ انتظاری از کسی ندارم!
و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !


مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته است
برای زنده ماندن دو خورشید لازم است؛
یکی در آسمان و یکی در قلب ...


در جستجوی قلبِ زیبا باش نه صورتِ زیبا
زیرا هر آنچه زیباست همیشه خوب نمی ماند
امـا آنچه خوب است همیشه زیباست ...

نتیجه زندگی، چیزهایی نیست که جمع میکنیم
بلکه قلبهایی است که جذب میکنیم..


عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم؛
بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری !
بعد از چند روز به دوستی
بعد از چند ماه به همکاری
بعد از چند سال به همسایه ای ...
اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !
دیگر وقت آن رسیده که اعتمادی فراتر آنچه می بایست را به او ببخشیم.
او که یگانه است و شایسته...

 

این وبلاگ درآدرس http://mashghemehr.blogfa.com  به روز رسانی می گردد

[ ۱۳٩۱/٥/٢٦ ] [ ٢:٠٦ ‎ق.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]

درس و مدرسه، موضوعات از پیش انتخاب شده و مشخصی هستند که بر پایه رشد عقلانی و روانی هر گروه سنی و با دقت خاصی برگزیده شده اند، اما درس های زندگی در طول زندگی اتفاق می افتند و به دنبال تجربه های تلخ و شیرین حاصل می گردند، بنابراین سلسله مراتب ندارند و با اولویت خاصی آموخته نمی شوند. درس های زندگی حاصل برآیند تجربه های ما و اطرافیان مان است، مسلما پایانی ندارد و در هر سنی قابل یادگیری و تکرار است.

در اینجا چند درس مهم اشاره شده است، شما می توانید درس هایی به آن بیفزایید:

از کاه کوه نسازید

بسیاری مواقع درگیر مسایلی می شویم که به خودی خود چندان اهمیتی ندارد، ولی به خاطر نگاه قضاوت گر و بدبین ما مساله، پیچیده می شود و سختی هایی را برای زمان حال و آینده ایجاد می کند.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]
 تا حال خیلی درمورد باورها و اعتقادات و اینکه چطور می‌توانید برای داشتن زندگی بهتر آنها را تغییر دهید حرف زده‌ایم. باورها و اعتقادات خاصی هستند که افراد زیادی را اسیر خود کرده‌اند

اعتقادات ما در قدم اول از والدین، معلمین، همسالان، تلویزیون و رسانه‌ها نشات می‌گیرد. وقتی سنمان کم است فکر می‌کنیم بزرگترهایمان بیشتر از ما می‌دانند به همین خاطر به هرچه که می‌گویند اعتماد می‌کنیم. اما هرچه سنمان بالاتر می‌رود، دیگر خودمان اعتقادات و باورهایمان نسبت به دنیا را شکل می‌دهیم. اما کمی از ته‌نشین اعتقادات دوران کودکی در ما می‌ماند. گاهی‌اوقات بدون اینکه خودمان خبر داشته باشیم درونمان لانه می‌سازند.

در زیر به برخی از این باورها و اعتقادات اشاره می‌کنیم. آیا این اعتقادات را در خودتان می‌بینید و اگر دیدید سعی کنید آنها را تغییر دهید.

1. اگر در چیزی شکست خوردی، فردی مغلوب هستی!

 
این باور معمولاً در مدرسه و در روزهایی که می‌خواهیم وارد بزرگسالی شویم، شکل می‌گیرد. تشویقمان می‌کنند که به هر قیمتی که شده موفق شویم. من اگر شکست بخورم، که بسیار هم پیش می‌آید، دوباره تلاش می‌کنم، اینقدر آن را امتحان می‌کنم تا بالاخره موفق شوم. اگر باور داشته باشید که اگر در کاری شکست بخورید، فردی شکست‌خورده هستید، یعنی همه آدم‌های دنیا شکست‌خورده هستند. اجازه ندهید چنین باوری شما را از زندگی عقب بیندازد. یک باور جدید جای آن بگذارید.

ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]

 .

خدایا ممنونم ازت که این فرصت درد دل کردن با تو رو دارم

 و الا کی غیر از تو پای حرفها و درد دلهای من می شینه ؟

وقتی باهات درد دل می کنم  سبک می شم !

دوست دارم خدایا دوست دارم

[ ۱۳٩۱/٥/٢٢ ] [ ٢:٠٦ ‎ب.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]

 

نهج البلاغه: آرام باش، توکل کن، تفکر کن، سپس آستینها را بالا بزن، آنگاه

دستان خداوند را می بینی که زودتر از تو دست به کار شده است . . .

...........

تو که آهسته میخوانی قنوت گریه هایت را

میان ربنای سبز دستانت دعایم کن . . .

مرا بسپار در یادت

به وقت ریزش باران ، نگاهت گر به آن بالاست

و در وقت دعا قلبت مثال بید میلرزد ،

دعایم کن که من محتاج محتاجم . . .

[ ۱۳٩۱/٥/۱٧ ] [ ٥:۳٥ ‎ق.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد      نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد

چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان          که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد

شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما     بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد

عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است    خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد

بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال   چو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد

خدا را چون دل ریشم قراری بست با زلفت       بفرما لعل نوشین را که زودش باقرار آرد

در این باغ از خدا خواهد دگر پیرانه سر حافظ      نشیند بر لب جویی و سروی در کنار آرد

این وبلاگ درآدرس http://mashghemehr.blogfa.com  به روز رسانی می گردد

[ ۱۳٩۱/٥/۱٤ ] [ ٤:٠۱ ‎ب.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]

میلاد حسن(ع) خسرو دین است امشب

شادی و سرور مؤمنین است امشب

از یمن قدوم مجتبی(ع) طاعت ما

مقبول خداوند مبین است امشب

[ ۱۳٩۱/٥/۱۳ ] [ ۱:۱٤ ‎ب.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]

خواجه عبدالله انصاری فرمود:

بدان که ، نماز زیاده خواندن ، کار پیر زنان است
 
و روزه فزون داشتن ، صرفه ی نان است
 
و حج نمودن ، تماشای جهان است 
 
" اما نان دادن ، کار مردان است"...
این وبلاگ درآدرس http://mashghemehr.blogfa.com  به روز رسانی می گردد
[ ۱۳٩۱/٥/۱٢ ] [ ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]
 
شب آرامی بود

می روم در ایوان ، تا بپرسم از خود ،

زندگی یعنی چه !؟

مادرم سینی چایی در دست ،

گل لبخندی چید ، هدیه اش داد به من

خواهرم ، تکه نانی آورد ،

آمد آنجا ، لب پاشویه نشست ،

به هوای خبر از ماهی ها

دست ها کاسه نمود ، چهره ای گرم در آن کاسه بریخت

و به لبخندی تزئینش کرد

هدیه اش داد ، به چشمان پذیرای دلم


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٥/٥ ] [ ٤:٠٥ ‎ب.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]

اکثر ما دوست داریم دیگران دوستمان داشته باشند. انگار زندگی بهتر می شود.

اینکه دیگران دوستمان داشته باشند یا نه کاملا به خودما بستگی دارد به اینکه چگونه رفتار می کنیم و چگونه با دیگران کنار می آییم خیلی وقتها آنطور که باید با مردم برخورد صحیح نداریم ما می گوییم می خواهیم دیگران ما را همین طور که هستیم دوستمان داشته باشند.

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٥/٢ ] [ ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]

همه ی والدین امیدوارند که فرزندانشان به یکدیگر عشق ورزیده و احترام بگذارند، یا حداقل از آنها انتظار دارند که همبازی خوبی برای یکدیگر باشند و رفاقت و سازگاری داشته باشند. با وجود این، سروصداها و برخوردهای بین فرزندان تنشهای زیادی در خانه ایجاد می کند و پدرو مادر را درمانده می سازد.

اما چه کنیم تا فرزندانمان یکدیگر را دوست بدارند، همان قدر که ما دوستشان داریم ؟ و چگونه می توان کمی صلح و آرامش به فضای خانه هدیه کرد ؟


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٥/٢ ] [ ٩:٥۱ ‎ب.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]

Click for larger version

در اتاقی که پر است از ابر و مه،
دست‌هایم بوی باران می‌دهد
عکس من در قاب می‌خندد به من
خنده‌اش بوی دبستان می‌دهد

بوی باد از کوچه می‌آید، و من
در اتاقم چای را دم کرده‌ام
با بخار گرم چایی، سقف را
پر زباغ سرد شبنم کرده‌ام

قُل قُل گرم سماور در اتاق
می‌برد من را به عصر کوزه‌ها
می‌برد تا لحظه‌ی افطارها
می‌برد من را به ماه روزه‌ها

لحظه‌‌ افطار وقتی می‌رسید
سفره پر می‌شد ز عطر کال یاس
لحظه‌ای احساس می‌کردم که من
نور دارم بر تنم جای لباس

سبز می‌شد با پدر، باغ دعا
نرم می‌خواند از کتابی آشنا
با فطیر تازه مادر می‌رسید
دستهایش داشت بوی ربّنا

ش: ابراهیمی(شاهد)

[ ۱۳٩۱/٥/۱ ] [ ٥:۱٠ ‎ق.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

مهربانی نقش هر نقاش نیست هر که نقشی را کشید نقاش نیست نقش را نقاش معنا میدهد مهربانی نقش یار است حیف که یار نقاش نیست ****************************** دانی نازنینم ،می توانی ، راحت اسرار سعادت را بدانی رمز خوشبختی انسان نیست جز این، مهربانی ، مهربانی ، مهربانی ***************************** کاش میشد بر جدایی خشم کرد، شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد، کاش میشد خانه ای از مهر ساخت، مهربانی را در آن سرمشق کرد ****************************** یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم، یا که در خویش شکستیم صدایی نکنیم، یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند، طلب عشق به هر بی سروپایی نکنیم، مهربانی صفت بارز عشاق خداست، یادمان باشد از این کار ابایی نکنیم.
امکانات وب
نماز از آینه تصویر
 زنگ انشا
 تلالوء اندیشه
مشهد شهربهشت


كد لوگوي ما



جاوا اسكریپت