*:•.مشق مهر.•:*
این وبلاگ به آدرسhttp://mashghemehr.blogfa.com انتقال یافته است و در آدرس جدید بروزرسانی می گردد 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

در کلاس چهارم ابتدایی یک مدرسه، معلم از دانش آموزان خواسته بود که هر کس کارهایی را که نمی‌تواند انجام دهد روی کاغذ بنویسد.
من نمی‌توانم درست به توپ فوتبال لگد بزنم. من نمی‌توانم .....


من نمی‌توانم عددهای بیشتر از سه رقم را تقسیم کنم. من نمی توانم در امتحان املا نمره خوبی بیاورم.و بسیاری کارهای دیگر... 

روی میز معلم یک جعبه خالی کفش بود. بچه ها کاغذ هایشان را داخل جعبه انداختند. وقتی همه کاغذها جمع شدند، معلم در جعبه را بست، آن را زیر بغلش زد و همراه با شاگردانش از کلاس بیرون رفتند.
وقتی به انتهای زمین بازی رسیدند، ایستادند و با بیل شروع به کندن زمین کردند؛

سپس جعبه "نمی توانم" ها را ته گودال گذاشتند و بسرعت روی آن خاک ریختند.
همه دور قبر ایستاده بودند. هر کدام از آنها حداقل یک ورقه پر از "نمی توانم" درآن قبر دفن کرده بود. معلمشان هم همین طور!
:دراین موقع معلم شروع به صحبت کرد

  دوستان! ما امروز جمع شده ایم تا یاد و خاطره "نمی توانم" را گرامی بداریم. او دراین دنیای خاکی با ما زندگی می کرد و در زندگی همه ما حضور داشت. متاسفانه هر جا که می رفتیم نام او را می شنیدیم، درمدرسه، اینک ما "نمی توانم" را درجایگاه ابدی اش به خاک سپرده ایم. البته یاد او در وجود خواهر و برادرهایش یعنی "می توانم"، "خواهم توانست" و "همین حالا شروع خواهم کرد" باقی خواهد ماند. آنها به اندازه این خویشاوند مشهورشان شناخته شده نیستند، ولی هنوز هم قدرتمند و قوی هستند. شاید روزی با کمک شما شاگردها، آنها سرشناس تر از آنچه هستند، بشوند.
در پایان مراسم، معلم شاگردانش را به کلاس برگرداند. آنها با شیرینی، ذرت و آب میوه، مجلس ترحیم "نمی توانم" را برگزار کردند. سپس یک اعلامیه ترحیم نوشتند و آن را بالای تخته سیاه آویزان کردند تا در تمام طول سال به یادشان بماند

هر وقت شاگردی می گفت: "نمی توانم"، معلم به اعلامیه اشاره می کرد و شاگرد به یاد می آورد که "نمی توانم" مرده است و او را به خاک سپرده اند.

این وبلاگ درآدرس http://mashghemehr.blogfa.com  به روز رسانی می گردد

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٦ ] [ ٢:٢٤ ‎ق.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

مهربانی نقش هر نقاش نیست هر که نقشی را کشید نقاش نیست نقش را نقاش معنا میدهد مهربانی نقش یار است حیف که یار نقاش نیست ****************************** دانی نازنینم ،می توانی ، راحت اسرار سعادت را بدانی رمز خوشبختی انسان نیست جز این، مهربانی ، مهربانی ، مهربانی ***************************** کاش میشد بر جدایی خشم کرد، شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد، کاش میشد خانه ای از مهر ساخت، مهربانی را در آن سرمشق کرد ****************************** یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم، یا که در خویش شکستیم صدایی نکنیم، یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند، طلب عشق به هر بی سروپایی نکنیم، مهربانی صفت بارز عشاق خداست، یادمان باشد از این کار ابایی نکنیم.
امکانات وب
نماز از آینه تصویر
 زنگ انشا
 تلالوء اندیشه
مشهد شهربهشت


كد لوگوي ما



جاوا اسكریپت