*:•.مشق مهر.•:*
این وبلاگ به آدرسhttp://mashghemehr.blogfa.com انتقال یافته است و در آدرس جدید بروزرسانی می گردد 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

 .

خدایا ممنونم ازت که این فرصت درد دل کردن با تو رو دارم

 و الا کی غیر از تو پای حرفها و درد دلهای من می شینه ؟

وقتی باهات درد دل می کنم  سبک می شم !

دوست دارم خدایا دوست دارم

[ ۱۳٩۱/٥/٢٢ ] [ ٢:٠٦ ‎ب.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد      نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد

چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان          که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد

شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما     بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد

عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است    خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد

بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال   چو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد

خدا را چون دل ریشم قراری بست با زلفت       بفرما لعل نوشین را که زودش باقرار آرد

در این باغ از خدا خواهد دگر پیرانه سر حافظ      نشیند بر لب جویی و سروی در کنار آرد

این وبلاگ درآدرس http://mashghemehr.blogfa.com  به روز رسانی می گردد

[ ۱۳٩۱/٥/۱٤ ] [ ٤:٠۱ ‎ب.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]
 
شب آرامی بود

می روم در ایوان ، تا بپرسم از خود ،

زندگی یعنی چه !؟

مادرم سینی چایی در دست ،

گل لبخندی چید ، هدیه اش داد به من

خواهرم ، تکه نانی آورد ،

آمد آنجا ، لب پاشویه نشست ،

به هوای خبر از ماهی ها

دست ها کاسه نمود ، چهره ای گرم در آن کاسه بریخت

و به لبخندی تزئینش کرد

هدیه اش داد ، به چشمان پذیرای دلم


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٥/٥ ] [ ٤:٠٥ ‎ب.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]

Click for larger version

در اتاقی که پر است از ابر و مه،
دست‌هایم بوی باران می‌دهد
عکس من در قاب می‌خندد به من
خنده‌اش بوی دبستان می‌دهد

بوی باد از کوچه می‌آید، و من
در اتاقم چای را دم کرده‌ام
با بخار گرم چایی، سقف را
پر زباغ سرد شبنم کرده‌ام

قُل قُل گرم سماور در اتاق
می‌برد من را به عصر کوزه‌ها
می‌برد تا لحظه‌ی افطارها
می‌برد من را به ماه روزه‌ها

لحظه‌‌ افطار وقتی می‌رسید
سفره پر می‌شد ز عطر کال یاس
لحظه‌ای احساس می‌کردم که من
نور دارم بر تنم جای لباس

سبز می‌شد با پدر، باغ دعا
نرم می‌خواند از کتابی آشنا
با فطیر تازه مادر می‌رسید
دستهایش داشت بوی ربّنا

ش: ابراهیمی(شاهد)

[ ۱۳٩۱/٥/۱ ] [ ٥:۱٠ ‎ق.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]

بشکفد بار دگر لاله‌ی رنگین مراد
غنچه‌ی سرخ فرو بسته‌ی دل باز شود
من نگویم که بهاری که گذشت آید باز
روزگاری که به سر آمده آغاز شود،

روزگار دگری هست و بهاران دگر
کاشکی آینه‌ای بود درون‌بین که در او،
خویش را می‌دیدم
آنچه پنهان بود از آینه‌ها می‌دیدم

می‌شدیم آگه از آن نیروی پاکیزه نهاد
که به ما زیستن آموزد و جاوید شدن
پیک پیروزی و امید شدن

شاد بودن هنر است
شاد کردن، هنری والاتر

لیک هرگز نپسندیم به خویش
که چو یک شکلک بی‌جان شب و روز،
بی‌خبر از همه خندان باشیم
بی‌غمی عیب بزرگی است که دور از ما باد

شاد بودن هنر است
گر به شادی تو دل‌های دگر باشد شاد

زندگی صحنه‌ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه‌ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

 

ژاله اصفهانی

این وبلاگ درآدرس http://mashghemehr.blogfa.com  به روز رسانی می گردد



[ ۱۳٩۱/٤/٢۳ ] [ ٩:٢۱ ‎ق.ظ ] [ جوادی منش ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

مهربانی نقش هر نقاش نیست هر که نقشی را کشید نقاش نیست نقش را نقاش معنا میدهد مهربانی نقش یار است حیف که یار نقاش نیست ****************************** دانی نازنینم ،می توانی ، راحت اسرار سعادت را بدانی رمز خوشبختی انسان نیست جز این، مهربانی ، مهربانی ، مهربانی ***************************** کاش میشد بر جدایی خشم کرد، شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد، کاش میشد خانه ای از مهر ساخت، مهربانی را در آن سرمشق کرد ****************************** یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم، یا که در خویش شکستیم صدایی نکنیم، یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند، طلب عشق به هر بی سروپایی نکنیم، مهربانی صفت بارز عشاق خداست، یادمان باشد از این کار ابایی نکنیم.
امکانات وب
نماز از آینه تصویر
 زنگ انشا
 تلالوء اندیشه
مشهد شهربهشت


كد لوگوي ما



جاوا اسكریپت