با کودک زودرنج چه کنیم؟

زودرنجی کودک تا حدودی مربوط به تمایل زیاد کودک به پذیرش اجتماعی است .گرایشی که او را شدیدا در معرض نگرش های بزرگسالان و اعضای گروه همسن خود قرار می‌دهد. در نتیجه می توان گفت که زودرنج نبودن ارتباط مستقیم دارد با اعتماد به نفس داشتن. علاوه بر این زودرنجی و حساسیت شدید، شیوه ای مؤثر برای جلب موافقت و تسلیم والدین است .

کودک به زودی کشف می کند که برای رسیدن به هدف خویش دعوا و مرافعه و منفی گرایی سلاحهای نامناسبی هستند و کمتر نتایج مطلوبی به بار می آروند در حالی که زودرنجی و ابراز غم و گوشه گیری بعد از مشاهده یک پدیده نامطلوب موجب می شود والدین از این که کودک خویش را آزرده اند احساس ناراحتی کنند و در نتیجه کوشش کنند کارها را بر وفق مراد او انجام دهند. توجه به این نکته مهم پادزهر زودرنجی کودک است و بعد از مدتی باعث می شود کودکی که شرطی شده است از رفتارهای نابهنجار دست بردارد.

چگونه زودرنجی کودک خود را کاهش دهیم؟

خانم دکتر سیما فردوسی در کتاب «پاسخ به والدین» بیان کرده اند که:

«کودکی که زودرنج و بسیار حساس است، معمولا ارتباطاتش کم است و دوستان کمی دارد. برای از بین بردن زودرنجی و حساس بودن، باید ارتباطات او را گسترده تر سازیم. به این ترتیب که دوستان زیاد، ارتباط اجتماعی و مهارت های خیلی زیادی داشته باشد. هر چه این مهارت ها بیشتر باشد تعداد دوستان افزایش یابد و ارتباطات گسترش یابد، این حساسیت کمتر می شود. کودکانی هم که خیلی زودرنج هستند و هنگام جواب دادن به سئوالهای والدین یا دیگران گریه می کنند، در این طبقه قرار می گیرند و باید ارتباطات آنها را گسترش دهیم.»

 
  به نظر می‌رسد که پشت بعضی از کودکان یادداشتی با این مضمون گذاشته شده است که : « مرا اذیت کنید، سر به سرم بگذارید». آن ها به طریقی به کودکان دیگر می‌فهمانند که سوژه‌های خوبی برای دست انداختن و عصبانی کردن هستند. نقاط ضعف آن ها بسیار مشخص است و همه می‌دانند که آن‌ها بسیار حساس هستند.

 

هرکجا که می‌روند، این مشکل نیز با آن ها می‌رود، زیرا «پوست آن‌ها بیش از حد نازک است!» و واکنش‌های آن ها بیش از حد شدید هستند. کودکان، می‌توانند نسبت به یکدیگر بسیار بی‌رحم باشند.

راه علاج کودکانی که معمولا توسط کودکان دیگر اذیت می‌شوند این است که به آن‌ها راه‌های جدیدی که را برای واکنش نشان دادن نسبت به سربه‌سر گذاشتن دیگران بیاموزید.

** وقایع رو تجزیه و تحلیل کنید.

در مورد جملاتی که کودک را آزار می‌دهد، به گفتگو بپردازید.

   * برچسب‌های حرفی را که اذیت‌کنندگان به‌کار می‌برند، مشخص کنید. تمام حرف‌های عذاب‌آوری را که کودک به‌خاطر می‌آورد، بنویسید و سپس مواردی را که خودتان به یاد می‌آورید، به آن بیفزایید. چند روز متوالی، این حرف‌ها را ثبت کنید.

 

پدر

 

   * حرف‌ها یا لقب‌ها را تقسیم‌بندی کنید. بعضی حرف‌ها یا نام‌ها آنقدر بچه‌گانه، و یا به روشنی نادرست هستند که هر دوتان می‌توانید به آن‌ها بخندید؛ مانند : « کله‌ات برعکسه» «مادرت پوتین سربازی می‌پوشه ». برای کودکتان توضیح دهید که لازم نیست در چنین مواردی از خودش یا خانواده‌اش دفاع کند، و این حرف‌ها بی‌معنا هستند و ارزش پاسخگویی را ندارند. با این‌حال، اگر حرف‌های کودکان دیگر به نظر صحیح می‌رسند، نظیر : «پات بو می‌ده » یا «دماغت قد یه پرتقاله»، کودک باید بیاموزد، طوری پاسخ دهد که باعث بازداشتن مسخره‌کننده شود. این‌گونه رفتار می‌تواند به معنای تغییر در رفتار و یا پیدا کردن یک «پوست کلفت» باشد.

 

** حساسیت کودک را نسبت به دست‌انداختن، کاهش دهید.

   به کودک بیاموزید که با اصلا پاسخ ندادن، به دست انداختن دیگران خاتمه دهد.

 

  * موقعیت را نمایش دهید. بگذارید کودک، نقش اذیت کننده و والدین نقش کسی را که دست انداخته می‌شود، ایفا کند. اجازه دهید کودک ، با همان جملاتی که در مورد خودش به کار رفته است، پدر و مادرش را دست بیندازد. این‌کار به او کمک می‌کند که به چنین رفتارهایی عادت کند و همچنین فرصتی می‌یابد تا در مورد بی‌توجهی به آن ها درسی بگیرد. با رفتار خود، نشان دهید چه‌طور به این‌گونه رفتارها واکنش نشان نمی‌دهید و صرفا سرتان را برمی‌گردانید و می‌روید.

کودک زودرنج

 

   * تمرین کنید. اکنون، نقش‌ها را عوض کنید و بگذارید کودک، نقش قربانی را بازی کند. به او چند حرف ملایم بزنید و لقب‌هایی بدهید و او را وادارید که تمرین کند به آن‌ها بی‌توجهی نشان دهد. از روی فهرستی که قبلا تهیه کردید، عمل کنید و ناراحت‌کننده‌ترین حرف‌ها را در آخر دربیاورید. هدف شما این است که کودک آنچنان به این رفتارها عادت کند که به طور خودکار به آن‌ها پاسخ ندهد. او را تشویق کنید. در این هنگام اگر کودک، واکنش عاطفی از خود نشان داد، جلسه را متوقف کنید و یا به جمله ملایم‌تری برگردید.

 

کودک  والدین

 

  * به کودکتان روش‌های کسب آرامش تدریجی را بیاموزید، تا هنگامی که می‌خواهد آرام بماند، آن‌ها را به کار بگیرد.

** پاسخ جدیدی را به کودک، آموزش دهید.

گستره پاسخ‌ها را افزایش دهید و جایگزین‌های ممکن را تمرین کنید.

 

   *نقش بازی کنید. یکبار دیگر وانمود کنید که شما قربانی هستید و کودک می‌خواهد شما را دست بیندازد.  پاسخ‌های مختلفی را تمرین کنید: «مسخره است. مادر من اصلا چکمه نداره» و یا اینکه این رویکرد را بیاموزید: «من میدونم که چه هدفی داری، ولی به اون نمی‌رسی. من تصمیم ندارم از کوره دربرم.»

 

   *گاهی بهترین دفاع کودک می‌تواند پاسخی مناسب و خوب باشد. یک زبان سریع، ابزار خوبی است. به کودک کمک کنید تا پاسخ‌های مناسبی را بیاید و سپس استفاده از آنها را با او تمرین کنید.

      موقعیت را شبیه‌سازی کنید . با استفاده از جمله‌هایی که به صورت فهرست درآورده‌اید، کودک را وادارید که پاسخ‌ها را تمرین کند. با انتخاب‌هایی شروع کنید که برای کودک راحت‌تر هستند.

       با یک هم‌پیمان، تمرین کنید. یک خواهر یا برادر و یا یک دوست خوب، ممکن است مایل به کمک  باشد. اجازه دهید با همدیگر، موقعیت‌ها را دوباره از نو، اجرا کنند. ممکن است به آن ها خوش بگذره!

     برای تمرین به ملایمت و و بی‌هوا کودک را دست بیندازید. و زمانی که چنین به نظر می‌رسید که او می‌تواند پاسخ مناسبی بدهد، رفتار دوستانه‌تان را کمی غیر دوستانه‌تر هم بکنید.

 

** تلاش‌های کودک را تقویت کنید.کودک

 

زمانی که کودکتان روش موثری را یافت. او را مورد حمایت و تشویق خود قرار دهید. فرض کنیم او همیشه زمانی که برادرش سر میز شام سربه سرش می‌گذاشت، فرار می‌کرد؛ ولی حالا بردبارانه می‌نشیند و شام می خورد. این رفتار گاهی در مسیر درست است. این مسئله را به او بگویید. فرض کنیم وقتی کودکی، «سارا » را برای موهای فرفری‌اش دست انداخت، «سارا» از او کناره گرفت و رفت. در این هنگام به او، بگویید که چه‌کار مشکلی را انجام داده است و شما چه‌قدر افتخار می‌کنید که این‌گونه رفتار کرده است. سپس، یک خوراکی با همدیگر بخورید.

کودک زودرنج

 

این وبلاگ درآدرس http://mashghemehr.blogfa.com  به روز رسانی می گردد

 

/ 7 نظر / 177 بازدید
زهرا

سلام.من متوجه شده بودم اعتماد بنفسش کم شده ولی علترو نمی دونم. احتمال میدم همین باشه که فرمودین.یعنی مسخره اش کرده اند و هم من و هم والدینش مدام تکرار کردیم که ضعیف شده ... قبلا شاگرد اول بود... متشکرم از راهنمایی تون. سعی می کنم نقاط قوتش رو پررنگ کنم وبا خانواده اش هم صحبت می کنم. ممنونم.

دبستان غیر دولتی فردوس

با سلام خدمت همکار گرامی خیلی ممنون از اینکه به وبلاگ ما سرزدید وبلاگ شما هم بسیار جالب و خواندنی است بله با تبادل لینک موافقیم

سوسن

سلام . خیلی خوب بود . خیلی کمکم کرد و ممنون . دست خوش . زحمت کشیدی.

محسن نژاد

سلام موضوع خوبي را ارائه داديد. اين زودرنجي فقط در كودكان ديده نمي شود خيلي بزرگسالان مخصوصا افراد مسن زودرنج هستند نه تنها زندگي را به كام خود تلخ براي ديگران هم ناراحتي بوجود مي آورند از هر چيزي كوه درست كرده و شروع به گله و شكايت مي كنندديشب يكي از اقوام به منزلمان آمده بود از مسائلي ناراحت بود باور كنيد تمام حرفهايش را جمع مي كردي نيم كيلو هم آشغال سبزي نمي دادند. با اين اخلاقي كه داره خدا به تربيت كودكش رحم كند. از همه شكايت و دلخوري داشت. از حرفهايش سردرد شديد گرفتم .

پرستو

هر دفع میام وبلاگ شما از ته قلبم خوشحال میشم که همچین جایی هست تا پدر و مادر ها مراجعه کنن و مشکل فرزندانشونو حل کنن...واقعا بهتون تبریک میگم...

دانشجو

عالی بود.به نکات مهم و کاربردی اشاره شده.ممنونم