شعر زیبا

و به آنان گفتم : سنگ آرایش کوهستان نیست
همچنانی که فلز ، زیوری نیست به اندام کلنگ .
در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است
که رسولان همه از تابش آن خیره شدند.
پی گوهر باشید.
لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید.

و من آنان را ، به صدای قدم پیک بشارت دادم
و به نزدیکی روز ، و به افزایش رنگ .
به طنین گل سرخ ، پشت پرچین سخن های درشت.

و به آنان گفتم :
هر که در حافظه چوب ببیند باغی
صورتش در وزش بیشه شور ابدی خواهد ماند.
هرکه با مرغ هوا دوست شود
خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود.
آنکه نور از سر انگشت زمان برچیند
می گشاید گره پنجره ها را با آه.
زیر بیدی بودیم.

برگی از شاخه بالای سرم چیدم ، گفتم :
چشم را باز کنید ، آیتی بهتر از این می خواهید؟
می شنیدیم که بهم می گفتند:
سحر میداند،سحر!
سر هر کوه رسولی دیدند
ابر انکار به دوش آوردند.
باد را نازل کردیم
تا کلاه از سرشان بردارد.

خانه هاشان پر داوودی بود،
چشمشان را بستیم .
دستشان را نرساندیم به سر شاخه هوش.
جیبشان را پر عادت کردیم.
خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم.


 از مجموعه حجم سبز
* سهراب سپهری

این وبلاگ درآدرس http://mashghemehr.blogfa.com  به روز رسانی می گردد


/ 52 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سومی ها

سلام همکار عزیز ممنونم که به وبلاگ سومی ها تشریف آوردید . وب شما هم عالیه مطالبش جالب و خوندنیست .

مسافر تنها

سلام دوست عزیز . امید که آفتاب معرفت به دلهای همه بتابد و از آن بی بهره نمانیم . این دل چو شب جوانی و راحت و تاب از روی سپیده‌دم برافکند نقاب بیدار شو این باقی شب را دریاب ای بس که بجویی و نیابیش به خواب انوری [گل]

mehrazin

سلام وخسته نباشید. از حضور گرم شما سپاسگزارم من به آنان گفتم: آفتابی لب درگاه شماست كه اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد. وبه آنان گفتم : سنگ آرایش كوهستان نیست همچنانی كه فلز ، زیوری نیست به اندام كلنگ . در كف دست زمین گوهر ناپیدایی است كه رسولان همه از تابش آن خیره شدند. پی گوهر باشید سهراب سپهری عالی بود درپناه خدا باشید.[گل][خداحافظ][گل]

شادی

سلاااام دوست گرامی ممنون از شعر زیبایی که گذاشتید خدا رحمت کنه سهراب عزیز را...[گل]

دبیر جغرافیا

سلام خسته نباشیید چه آبشار قشنگ و طبیعت زیبایی احسن الخالقین[گل] موفق باشید

منیر

سلام هرکه با مرغ هوا دوست شود خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود. این جملات جملات معلم عزیزم هست که از زبان شما میشنوم شاید شما همزاد ایشون باشید من این شعر رو هم خیلی دوست دارم شباهنگام که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم تو را من در چشم در راهم گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم. نیما اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر یاعلی

ریحان

هر که با مرغ هوا دوست شود. خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود.

فروغ

سلام اقا احسان ممنون از حضورتون وب ومطالبش واقعا عالیه دستتون درد نکنه[لبخند] میدانم نمی شود زندگی را معنا کرد ..// زندگی زیباست اگرچه سخت است ..// جاده ای است هموار اگرچه پرپیچ و خم است ..// دفتری است کوچک اگرچه پر معناست ..// آسمانی است آبی اگرچه گاهی بارانیست ..// خاطراتش زیباست اگرچه پر معماست ..// و در آخر ..// دریایی است طوفانی که ساحلش آرام و قرار ندارد ..//

شبنم

دارم سخني با تو و گفتن نتوانم وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت من مست چنانم که شنفتن نتوانم شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم با پرتو ماه آیم و چون سایه دیوار گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم دور از تو من سوخته در دامن شب ها چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم فریاد ز بی مهریت ای گل که درین باغ چون غنچه پاییز شکفتن نتوانم ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم دارم سخني با تو و گفتن نتوانم ..