باران بهاری

     میزند باران به شیشه     مثل انگشت فرشته

               قطره قطره رشته رشته     

                 خاطراتم همچو باران     در گذار از کوهساران       

               حاصل این بذر کشته      عشق حق بردل سرشته   

              ای دریغ از عمر رفته       سوز و سودای گذشته  

                       میزندباران به شیشه          مثل انگشت فرشته          

     قطره قطره رشته رشته

 

 این وبلاگ درآدرس http://mashghemehr.blogfa.com  به روز رسانی می گردد

 

/ 75 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رحمت

ان شاءالله روزی در تقویم خواهند نوشت: " تعطیل=روز ظهور مهدی فاطمه" بعد در مدینه کنار ساختمان نیمه کاره ای تابلو می زنیم: " پروژه حرم مطهر بی بی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا (س)" کارفرما: قائم آل محمد (عج) پیمانکار: یاران حضرت مساحت: وسعت دل تمام شیعیان!

شادی

تا زماني كه كيفيت انديشه‌ها و ذهنيات خود را دگرگون نكرده‌ايد، هرگز نمي‌توانيد كيفيت زندگي‌تان را دگرگون سازيد.((آنتوني رابينز)) سلام همکار گرامی. موفق و کامیاب باشید.[گل]

مهران

سلام وبلاگ زیبای دارین به من هم سر بزنین مرسی

مسافر تنها

هیچ وقت هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد امشب دلی کشیدم شبیه نیمه سیبی که به خاطر لرزش دستانم در زیر آواری از رنگ ها ناپدید ماند [گل]

فاطمه زهرا

اللهم صلی علی الصدیقه فاطمه الزکیه حبیبه حبیبک و نبییک و ام احبائک و انبیائک. (3صلوات هدیه به روح مقدس بانو) التماس دعا یازهرا

مسافر تنها

نه وصلت ديده بودم کاشکي اي گل نه هجرانت که جانم در جواني سوخت اي جانم به قربانت تحمل گفتي و من هم که کردم سال‌ها اما چقدر آخر تحمل بلکه يادت رفته پيمانت چو بلبل نغمه‌خوانم تا تو چون گل پاکداماني حذر از خار دامنگير کن دستم به دامانت تمناي وصالم نيست عشق من بگير از من به دردت خو گرفتم نيستم در بند درمانت اميد خسته‌ام تا چند گيرد با اجل کشتي بميرم يا بمانم پادشاها چيست فرمانت چه شبهائي که چون سايه خزيدم پاي قصر تو به اميدي که مهتاب رخت بينم در ايوانت دل تنگم حريف درد و اندوه فراوان نيست امان اي سنگدل از درد و اندوه فراوانت به شعرت شهريارا بيدلان تا عشق ميورزند نسيم وصل را ماند نويد طبع ديوانت [گل]

ღ☆*زنگ انشا*☆ღ

خداوندا دوستانی دارم که روزگار ، فرصت دیدارشان را کمتر نصیبم میگرداند ، اما تو خود میدانی که یادشان در دلم جاوید است ، دوستانی که رسمشان معرفت ، کردارشان جلای روی و یادشان صفای دل است ، پس آنگاه که دست نیاز سوی تو بر می آورند ، پر کن دستشان را از آنچه که در مرام خدایی توست

ღ☆*زنگ انشا*☆ღ

«نظری به دوستان کن که هزار باز ازآن به» «که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی» که رساند این پیامم بر یار مه لقا را که جوانیم تلف شد، برَهِ غمت نگارا ز چه ای بهار خوبی بـپـسـندی این جفا را «دل دردمند مارا که اسیر توست یارا» «به وصال مرحمی نه، چو به انتظار خستی» مگرت بجای دل هست، به سینه سنگ خارا که در او نه رحم باشد، نه جوی بود مدارا به جفات خو گرفته، دل مستمند یارا «برو ای فقیه دانا به خدای بخش مارا»

ღ☆*زنگ انشا*☆ღ

«تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد» «دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی» شده دل اسیر چاه غم عشق تو چو بیژن بگشا کمند زلفت به مثابه ی تهمتن به رهائیش قدم نه تو شبی به کلبه ی من «چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن» «تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی» ز سُم سمند عشقت، شده است پیکرم لِه نتوان برم شکایت ز تو در بَر که و مِهْ به سؤال پر نیازم تو ز مهر پاسخی ده

mehrazin

باسلام وتشكر از حضور پر محبتتان انشالله در پناه خدا باشيد.شعر لطيف وزيبايي بود. رنگین کمان پاداش کسی است که تااخرین لحظه زیر باران بماند[گل][خداحافظ][گل]