میلاد حضرت علی اکبر و روز جوان مبارک

به پیرى قدرِ شب‏هاى جوانى مى‏شود ظاهر

سپیدى‏هاى کاغذ مى‏کند روشن سیاهى را

امید که جوانی را دریابیم

 میلاد حضرت علی اکبر(ع)  وروز جوان مبارک

این وبلاگ درآدرس http://mashghemehr.blogfa.com  به روز رسانی می گردد

/ 32 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهره

پيامبر اکرم-ص: خداوند جواني را که جواني خويش را در راه اطاعت خداي تعالي بگذراند، دوست دارد. *ميلاد سرور جوانان عالم، حضرت علي اکبر و روز جوان مبارک باد* [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

زهره

خواهي که ببيني رخ پيغمبر را بنگر رخ زيباي علي اکبر را در منطق و خلق و خوي او مي بيني با ديده ي جان محمدي ديگر را *ميلاد شبيه ترين آينه ي پيغمبري مبارک* [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

زهره

به پيرى قدرِ شب‏هاى جوانى مى‏شود ظاهر سپيدى‏هاى کاغذ مى‏کند روشن سياهى را اميد که جواني را دريابيم سلام دوست عزیز خوبید ؟ وقتتون بخیر خسته نباشید . نوشته تون خییییییییییلی زیبا بود . [گل][گل][گل][گل][گل][گل] من هم بنوبه ی خودم این روز و بشما دوست عزیزم تبریک میگم .[گل][گل][گل][گل][گل][گل] لحظات خوب و زیبایی رو براتون آرزومندم

زهره

چهارچيز را پيش از چهار چيز غنيمت شمار: جواني پيش از پيري صحت پيش ازبيماري توانگري پيش از فقر و زندگي پيش ازمرگ (حضرت رسول-ص) [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

زهره

شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد؟ ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت که محب صادق آن است که پاکباز باشد به کرشمه ی عنایت نگهی به سوی ما کن که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم به کدام دوست گویم که محل راز باشد؟ چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی تو صنم نمی‌گذاری که مرا نماز باشد! نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد دگرش چو بازبینی غم دل مگوی «سعدی» که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد سعدی [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

زهره

منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدن وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافری ست رنجیدن به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات؟ «بخواست جام می و گفت «عیب پوشیدن مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست؟ به دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب «که تا خراب کنم نقش «خود پرستیدن به رحمت سر زلف تو واثقم ور نه کشش چو نبود از آن سو، چه سود کوشیدن؟! عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس «که وعظ بی عملان واجب است «نشنیدن ز خط یار بیاموز مهر با رخ خوب که گرد عارض خوبان خوش است گردیدن مبوس جز لب ساقی و جام می «حافظ» که دست زهدفروشان خطاست بوسیدن حافظ [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

مرادی

[گل]عیدتون مبارک همکار گرامی[گل]امرتون اجرا شد.

ساحل چابهار

سلام هر کاری می کنم نمی توانم برای شما کامنت بگذارم