ممنون

 .

خدایا ممنونم ازت که این فرصت درد دل کردن با تو رو دارم

 و الا کی غیر از تو پای حرفها و درد دلهای من می شینه ؟

وقتی باهات درد دل می کنم  سبک می شم !

دوست دارم خدایا دوست دارم

/ 53 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهره

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی کند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تنها کسی است که می توانی جلوش بدون اینکه خجل بشوی گریه کنی، و بگویی دلت براش تنگ شده خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم خدا را دوست دارم به خاطر اینکه از من می پذیرد که بگویم : خدایا دوستت دارم[گل][گل][گل]

زهره

گناه کردیم اما نه نعمتهایش را از ما گرفت ، نه گناهانمان را فاش کرد بیندیش اگر اطاعتش کنیم چه میکند![گل][گل][گل]

زهره

آرامش آنست که بدانی در هر گام دست تو در دست خداست.[گل][گل][گل]

زهره

إلهی... نه من آنم که ز فیض کرمت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم،چو گدا بر سر راهی کس به غیر تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی.[گل][گل][گل]

زهره

ملاصدرا می گه: خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود و به قدر نیاز تو فرود می‌آید و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود، و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود، و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک می‌شود، و به قدر دل امیدواران گرم می‌شود... پــدر می‌شود یتیمان را و مادر. برادر می‌شود محتاجان برادری را. همسر می‌شود بی همسر ماندگان را.طفل می‌شود عقیمان را. امید می‌شود ناامیدان را.راه می‌شود گم‌گشتگان را. نور می‌شود در تاریکی ماندگان را.[گل][گل][گل]

زهره

خدا به موسی (ع) فرمود: موسی با زبانی دعا کن که با آن گناه نکرده باشی. موسی عرض کرد: خدایا چگونه؟ خدا فرمود: موسی به بندگانم بگو در حقّت دعا کنند... بیایید برای هم خیلی خیلی دعا کنیم. التماس دعا[گل][گل][گل]

زهره

روزها رو دارم می شمرم در انتظار... این انتظار عجیب تر از انتظارهای دیگست... در انتظار شنیدن شنیدن یک راز بزرگ ممکنه در زندگیم تاثیرش زیاد باشه و یا روحیم! شایدم کم... هنوز که نمی دونم جالبه... من در انتظار شنیدن راز،روزها رو نفس نفس زنان عبور می دم و صاحب راز در انتظار وقت موعود و واکنش خاص و ماندگار من واکنشی که ممکنه یک عمر،سالهای سال در ذهنش ثبت بشه. یعنی چی می تونه باشه؟! روزها دیر می گذرن یا اینکه طاقتم رو به سر رسیدنه؟! یا صاحب صبر...!!![گل][گل][گل]

زهره

روی پـــــرده ی کعــبه ؛ این آیه حک شده اســت : نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــيمُ و مـــن . . . هنــــوز و تا همیشــه به همین یک آیــه دلخــوشــــم : " بندگانم را آگاه کن که من بخشنده‌ی مهــــربانم ! " [گل][گل][گل]

زهره

خالق من " بهشتی " دارد , نزدیک، زیبا،و بزرگ؛ و "دوزخی" دارد, به گمانم کوچک وبعید.در پی دليلی ست که ببخشد ما را!! گاهی به بهانه یک دعا درحق دیگری.. شاید آن روز امروز باشد . . . دعا گویتان هستم. ؛ التماس دعا [گل][گل][گل]

میکده ی ریاضی

من از خدا خواستم به من توان و نيرو دهد و او بر سر راهم مشکلاتي قرار داد ... من از خدا خواستم به من توان و نيرو دهد و او بر سر راهم مشکلاتي قرار داد تا نيرومند شوم. من از خدا خواستم به من عقل و خرد دهد و او پيش پايم مسايلي گذاشت تا آنها را حل کنم. من از خدا خواستم به من ثروت عطا کند و او به من فکر داد تا براي رفاهم بيش تر تلاش کنم. من از خدا خواستم به من شهامت دهد و او خطراتي در زندگيم پديد آورد تا بر آنها غلبه کنم. من از خدا خواستم به من عشق دهد و او افراد زجر کشيده اي را نشانم داد تا به آنها محبت کنم. من از خدا خواستم به من برکت دهد و خدا به من فرصت هايي داد تا از آنها بهره ببرم. من هيچ کدام از چيزهايي را که از خدا خواستم، دريافت نکردم ولي به همه چيزهايي که نياز داشتم، رسيدم. [گل][گل][گل]