خدای کودکان

1- سطح بلوغ کودک در چه حدی است و او چه لغاتی را درک می کند؟ بهتر است از لغاتی مثل قدرتمند، همیشه، همه جا، بزرگ، قوی و خوب استفاده کرد. هم چنین می توانیم به کودک بگوییم قوی ترین کسی که می شناسی کیست؟ خدا از او هم قوی تر است. هم چنین می توان قبل از پاسخ دادن به این سؤال ابتدا از او پرسید نظر خودت چیست؟

 2- کودک چه نیاز ویژه ای دارد؟ برای پاسخ دادن به این سؤال از خود بپرسید آیا در وجود خدا شک کرده؟ آیا می خواهد مطمئن شود همیشه کسی هست که از او مواظبت کند؟ آیا می خواهد خوبی و خیر را بشناسد؟ آیا می خواهد منشأ الهامات خود را در خدا جستجو کند؟ بررسی این سؤالات کمک می کند تا پاسخی متناسب با سطح درک او بدهید.

خدا کجاست؟ کودکان احساس خاصی درباره ی خدا دارند. از نظر آن ها، خانه محلی برای سکونت، استراحت و بودن در کنار اعضای خانواده است و نوعی احساس آرامش و امنیت در آن ها ایجاد می کند؛ به این دلیل برای هر چیزی مکان ویژه ای قائل می شوند؛ مثلاً ممکن است از خود بپرسند؛ محل خواب خورشید کجاست؟ طبعاً این نوع سؤالات درباره ی خدا نیز مطرح می شود. در مورد محل زندگی خداوند دو پاسخ اساسی وجود دارد؛ عده ای می گویند خداوند در آسمان ها زندگی می کند. این باور، تأکید زیادی بر الوهیت و تقدس ماورایی خداوند دارد.

گروهی می گویند که خدا در همه جا حضور دارد. آن ها خدا را در رویش گل ها، جوشش چشمه و حتی انتخاب های خوب در زندگی انسان ها حاضر و ناظر می بینند و خدا را همواره همراه خود و نزدیک تر از رگ گردن به خویش می دانند. این باور تأکید زیادی بر همراه بودن خداوند و مراقبت دائمی او از ما دارد. در نگرش اخیر، خداوند وجودی است که همیشه با ما زندگی می کند و حتی نزدیک تر از یک عضو خانواده یا یک دوست محسوب می شود؛ با چنین دیدگاهی، خدا را به خاطر لطف و توجهی که به ما دارد شکر می گوییم.

خدای کودکان

 

طرح سؤال خدا کجاست با هر انگیزه ای که باشد، نیازمند این پاسخ است که خدا در همه جا حضور دارد. حالا در کجا می توانی خدا را ببینی؟ آیا قادر هستی او را به مکانی خاص محدود کنی و همان جا او را ببینی؟ قطعاً خیر.

 

آیا خدا می تواند مرا ببیند و سخنانم را بشنود؟ آن چه برای کودک مهم است، درک حضور خدا در ارتباط با خود و مشکلات شخصی اوست. احساس حضور خداوند، باعث تقویت وجدان کودکان می شود؛ تا حدی که حتی در نبود والدین خود هم به آن ها احترام بگذارند و در مورد تصمیم هایی که می گیرند، بیندیشند؛ از سوی دیگر، این احساس ممکن است باعث شود کودک همیشه خود را تحت نظارت بداند و از این بابت مضطرب و نگران شود؛ البته هر یک از این حالت ها بستگی به احساسی دارد که کودکان از حضور والدین خود دارند.

 نحوه ی برخورد والدین با اشتباهات فرزندشان، بروز یکی از دو حالت یاد شده را تقویت خواهد کرد؛ هم چنین می توانیم به کودک بگوییم که خدا می تواند دعاها، گریه ها، دم و بازدم ها، آوازها، ضربان قلب و حتی صدای راه رفتن مورچه ها را بشنود. او می تواند صدای رشد گیاهان، صدای حرکت سیاره ها، ستارگان و حتی افکار ما را بشنود. خدا می تواند تک تک ذرات خاک اعماق اقیانوس ها، آن سوی کره ی ماه، درون سر زنبور، تمام ستاره ها، تاریک ترین غارها، تمام حرف ها و کلمه هایی که در همه ی کتاب ها نوشته شده است، پنهانی ترین حرکت ها و کارها را ببیند. در هر مورد به کودک توضیح دهید که بینا و شنوا بودن خداوند، او را از هر موجود دیگری متمایز می کند و این توانایی و قدرت خداوند، چیز بسیار خوبی است.

شما خداوند را با کدام وی‍ژگی برای فرزند خود توصیف می کنید؟

 این وبلاگ درآدرس http://mashghemehr.blogfa.com  به روز رسانی می گردد

/ 96 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
►▲باران عشــ❤ق▲►

می توانی بروی و قصه و رویا بشوی / راهی دورترین نقطه ی دنیا بشوی / ما دو تا رود موازی بودیم / من که مرداب شدم ، کاش تو دریا بشوی

►▲باران عشــ❤ق▲►

فقط دریا دلش آبی تر از من بود ، و من از دریا ، دلم دریا ، فقط این را ندانستم ! چرا گشتم چنین تنها تر از تنها ! به هر آبی شدم آتش ، به هر آتش شدم آبی ، به هر آبی شدم ماهی ، به هر ماهی شدم دامی ، به هر نامحرمی ساقی ، به هر ساقی می باقی و تو این را ندانستی ! چرا گشتم چنین عاصی ؟

►▲باران عشــ❤ق▲►

صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو یا دل،از دیدن تو سیر شود بعد برو ای کبوتر به کجا؟قدر دگر تاب بیار آسمان پای پرت پیر شود بعد برو تو اگر کوچ کنی بغضِ گلو می شکند صبر کن گریه به زننجیر شود بعد برو خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد باش تا خواب تو تعبیر شود بعد برو

محمد

(¸.-´ (¸.-` ♥♥´¨) ♥.-´¯`-.- ♥☆(◕‿◕)♡☆•.¸¸.•´¯` تو سکوت می کنی فریاد زمانم را نمی شنوی ! یک روز من سکوت خواهم کرد ! تو آن روز برای اولین بار مفهوم "دیر شدن " را خواهی فهمید !! `(¸.-´ (¸.-` ♥♥´¨) ♥.-´¯`-.- ♥☆(◕‿◕)♡☆•.¸¸.•´¯`

شکوفه

آنقدر در زمین لطافت هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان با کمی مهر سّد جو کنی بروی با بهانه ای زیبا ناگهان عشق را شروع کنی آنقدر شعر خوب و زیبا هست که بخواهی به آن رجوع کنی آسمان حدّ همطرازی تُست گر به زیر آیی و خضوع کنی شب یلدا بدون پایان نیست می توانی از آن طلوع کنی مجتبي كاشاني [گل][گل][گل]

امیرمحمد

سلام لینک شدید بازم سربزن منو با اسم علمی آموزشی لینک کن

گودرزی

شادی پروانه ای است که هرچه تقلا کنی نمیتوانی آن را شکار کنی.باید آرام باشی تا روی شانه ات بنشیند.شانه هایت پر از پروانه...

مدرسه عشق

تفاوت فرهنگی ! در مهد كودك های ایران 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن هر كی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره باخته و بعد 9 بچه و 8 صندلی و ادامه بازی تا یك بچه باقی بمونه. بچه ها هم همدیگر رو هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن. در مهد كودك های ژاپن 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن اگه یكی روی صندلی جا نشه همه باختین. لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میكنن و همدیگر رو طوری بغل میكنن كه كل تیم 10 نفره روی 9 تا صندلی جا بشن و كسی بی صندلی نمونه. بعد 10 نفر روی 8 صندلی، بعد 10 نفر روی 7 صندلی و همینطور تا آخر. با این بازی ما از بچگی به كودكان خود آموزش میدیم كه هر كی باید به فكر خودش باشه. اما در سرزمین آفتاب، چشم بادامی ها با این بازی به بچه هاشون فرهنگ همدلی و كمك به همدیگر و كار تیمی رو یاد میدن

صارمی

سلام وقت بخیر وبلاگ خیلی خوبی دارین ومدت زیادیه که در وبلاگ اینجانب لینک شدین.خوشحال می شوم متقابلا لینک نمایید. درضمن من نمی توانم کد لوگوی وبلاگم را برایتان ارسال کنم خطا میده.اگه لطف کنین لوگوی اینجانب را نیز در وب زیبایتان قرار دهید ممنون می شوم.(کد لوگوی وبلاگم را گذاشتم توی وبلاگم) اگه شما هم لوگو دارین کدش رابفرستین تا بذارم تو وبم. موفق باشین